در گوشی با خدا

رحمت خدا، حاملان قرآن را فرا گرفته استو آنان به نور خداوند ـ عزّوجلّ ـ پوشیده شده اند. ای حاملان قرآن ! با بزرگداشتِ کتابش با خدا دوستی کنید، تا شما را بیشتردوست بدارد و شما را محبوب خلقش گرداند. [رسول خدا صلی الله علیه و آله]

نویسنده:   عا شق معلی(23/9/1386 ::  3:48 صبح)

شاهان حاکم بر مردم اند و دانشمندان حاکم بر شاهان ( امام صادق علیه السلام )

نویسنده:   عا شق معلی(19/9/1386 ::  9:38 عصر)

خدای من سلام. اینبار واقعا نمیدونم چی بگم و چه طوری ازت تشکر کنم . فقط میتونم بگم خدایا شکرت........................ .
امروز که حسابی ترسیده بودم خواستم یه استخاره ای بکنم پس وارد
سایت شهیدآوینی شدم . تو صفحه ی اول یه حدیث توجهم رو جلب کرد.


امام جواد (ع) فرمودند:


الثِّقَةُ بِاللَّهِ ثَمَنٌ لِکُلِّ غالٍ و سُلَّمٌ إلى کُلِّ عالٍ
اعتماد به خدا بهاى هر چیز گران بها است ، و نردبانى به سوى هر بلندایى


بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 364


خدایا ازت ممنونم.



نویسنده:   عا شق معلی(5/9/1386 ::  8:27 عصر)

هرکس راهی را در جستجوی دانش بپیماید، خداوند راهی را به سوی بهشت برایش هموار گرداند . ( پیامبر خدا صلی الله علیه و آله(


خدایا سلام. دوباره دل دیوونه ی من بدجور به هم ریخت. دیگه نمیدونم باید چیکار کرد . خدایا دیگه تحمل این درسای مزخرف رو ندارم. از طرفی فکرو ذکر المپیاد داره دیوونه م میکنه. از اون طرف خونواده. با اینکه میدونن من فقط میخوام برا المپیاد بخونم و امسال سال آخر که میتونم المپیاد بدم ، باز با من همکاری نمیکنن. باز فقط نمره هام رو نیگا میکنن. خدایا من چیکار کنم ؟ از یه طرف میبینم بچه ها دارن میخونن. از یه طرف کلکسیون نمره ناپلئنی ها . من با این نمره ها مشکلی ندارم. برا کنکور معدل خرداد مهمه که اونم میتونم بعد از مرحله دوم المپیاد بخونم . اصلا کی گفته درس مال سال تحصیلیه؟ درس و باید شب امتحان خوند. بابا وقتی یکی برا المپیاد میخونه مطمئناً میتونه درسای دیگه رو هم به راحتی بخونه. مخصوصا ما ریاضی جماعت. خدایا امروز دوستم میگه " من دیشب شیش ساعت المپیاد خوندم. "اما من چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فقط نیم ساعت. نمیدونم این دارو هایی که دکتر بهم داده چیه؟ هم خواب آوره هم سرگیجه میگیرم. به هر حال انگار بنده اصلا نباید درس بخونم.  میخوام بگم خل شدم . اما فکر کنم بودم. شما بگین من چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



نویسنده:   عا شق معلی(27/7/1386 ::  10:1 صبح)


خدایا سلام . خدا. خدا . خدا . از زمانی که یاد دارم این واژه بر زبان آدمیان جاری بوده . از زمان کودکی واژه ای خدا نام در قاموس الفاظ من قرار گرفت . اما...........
این واژه را تا چه حد درک می‏کنیم ؟ از کودکی به من گفتند که خدا وجود دارد . او ما را می‏بیند و ما او را نمی‏بینیم . به ما گفتند خدا همه جا وجود دارد . و هرگز نگفتند.......
یاد دارم همیشه با خدا حرف می‏زدم . قبل از خریدن دوچرخه به خدا گفتم . و وقتی خریدمبه خدا گفتم ببین خدا این دوچرخه‏ی من است . به مادرم گفتم من به خدا گفتم که دوچرخه خریدم . اما او با لحنی عجیب گفت : خدا که می‏داند . و من باز نفهمیدم ...............
خدایا من تا حال هرگز نفهمیدم تو کیستی. تا حال با تو سخن گفته ام با تو زندگی کرده ام ترا به عنوان به عنوان...................
هرچه در قاموس الفاظ خود جستجو می‏کنم نمی‏دانم...............
خدایا من با تو زندگی کرده‏ام اما نمی‏دانم چگونه. خدایا اون روز که در پارک ترسیدم با تو صحبت کردم و تو مرا حفظ کردی .خدایا هرکجا به مشکلی بر خوردم تو حافظ و نگهبان من بودی. اما خدایا امروز امروزفهمیدم.
خدایا. امروز تو کلاس دینی نشسته بودم. تمرینا رو انجام نداده بودم. . دیشب حوصله‏ی نوشتن آیات رو نداشتم . امروز هم حتا حوصله‏ی رو نویسیاز دفتر بچه‏ها رو نداشتم. خدایا می‏دونم که کوتاهی از من بوده.ولی تو باز...
خدایا داشتم با خودم فکر می‏کردمکه اگه این سوال منو صدا کنن ، دیگه مطمئنم که برا سوالای بعدی منو صدا نمی‏کنن . داشتم فکر می‏کردم که به شیرین بگم که اگه منو صدا کردن کتابشو به من بده. خدایا در همون لحظه منو صدا کردن و شیرین هم از جلو کتابشو گذاش رو دستم . خدایا امروز فهمیدم اینکه تو همیشه با ما آدمایی یعنی چه . خدایا..........................
خدایا این بنده‏ی حقیر تو امروز دست نیاز بر آستانت برمی‏دارد . و از تو می‏خواهد تا ببخشایی او را به دلیل اعمال کورکورانه‏اش در سالهی عمر. خدایا تو ارحم‏الراحمینی. تو تواب و رحیمی تو بخشا مرا ، این عبد ذلیل مسکین مستکین خود را .
خدایا ندارم به درگاهت سلاحی ، جز اشک چشمانم که آن نیز از لطف و کرم خود بر من ارزانی داشتی.
خدایا من یک خدا دارم و تو هزاران بنده اما می‏دانم که آنگونه که سزاوار خداوندی توست ، ستایشت نکرده ام اما تو مرا چونان تنها بنده‏ی خود گرامی می‏داری.


خدایا من در کلبه‏ی فقیرانه‏ی خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری . من چون تویی دارم و تو جون خودی را نداری.



لیست کل یادداشت های این وبلاگ

صفحه اصلی

شناسنامه

ایمیل

 RSS 

 Atom 


کل بازدید:1843

بازدید امروز:3

بازدید دیروز:9


پارسی بلاگ

وبلاگ های فارسی

بخش مدیریت




درباره خودم

در گوشی با خدا
عا شق معلی[7]
یه بچه دیوونه . سمپادی . المپیادی . اون هم از نوع ریاضی . این وب هم دلنوشته (غم نوشته ،شب نوشته یا هر چیز دیگه که دوس دارین اسمشو بذاری ) اون برا خدای خودشه .دعاش کنین که تو المپیاد قبول بشه .

لوگوی خودم

در گوشی با خدا

لوگوی دوستان














لینک دوستان

پوست کلف
من او
شهدای غریب
.:: در کوی بی نشان ها ::.
شب مهتابی
زندگی
کجایید ای شهیدان خدایی
امیدزهرا
در هوای دوست
بی کرانه
علم بی نهایت ، هنر،‏ دین ...
دلتنگی و انتظار به همراه مهربونی
معجزه هزاره سوم
سرزمین دور
خدای که به ما لبخند میزند
سلام شهدا
امُل
به دنبال خویشتن ِخویش
عــــشقـــــولـــــک
شلمچه
علمدار
برای ریحانه for Reyhaneh
پردیس
حزب اللهی مدرنیته
به خود آییم و بخواهیم،‏که انسان باشیم...
نورهدایت
ترنم بهاری
تمهیدات برای حضور و ظهور
زئوس
وبلاگ رسمی دوستداران و منتقدان دکتراحمدی نژاد
خلوت شب
درخت شاعر
هیئت حضرت علی اکبر(ع)
کوثر
تنگرا
حجاب
مجله خبری « متین نیوز »
خموش پر گفتار
گلهای د نیا
من و دوستم
وبلاگ شخصی محمد جواد ایزدپناه
عطر گل یاس
جوکستان ، اس ام اس ، جوک ، لطیفه ، طنز ،jok+sms
دنیای مقالات
سلام
پویش سبز
عشق الهی: نگاه به دین با عینک محبت، اخلاق، عرفان، وحدت مسلمین
کلبه احزان
فعلا: از همه جا،از همه چیز
بهترین ها
سروش دل
کلبه خلوت
گنجهای معنوی
کلبه ی پریشان
وبلاگ خونه دانشجویی تاکستان
عشق
جهنم ساکت


آوای آشنا


اشتراک

نام:

ایمیل:

 
>

آرشیو


. با پارسی بلاگ نویسندگی را آغاز کنید